صفى الدين محمد طارمى
328
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
استعانت نمايد در چيزى كه مشتبه است امر او به شيخ و اخوان صدق ، و استمداد كند به بواطن ايشان و استعانت نمايد به انديشهها و رأيهاى ايشان و استعاذه كند به خداى تعالى تا حقّ كند حقّ را به كلمات خود و باطل كند باطل را . الدرجة الثالثة : الإحسان في الوقت ؛ و هو أن تزايل المشاهدة أبدا ، و لا تلحظ لهمّتك أمدا ، و يجعل هجرتك إلى الحقّ سرمدا . يعنى : « مفارقت نكنى مشاهده را هرگز » تا بوده باشد وقت تو واحد . « و ملاحظه نكنى از براى همّت خود آمدى ؛ » يعنى نبينى از براى همّت خود به حقّ نهايتى . پس به درستى كه تعلّق همّت به ذات احديت اگرچه هست نهايت همّت ، ليكن از براى آن ذات تجلّيات غير متناهيه است كه واقف نمىشود نزد حدّى ، پس واجب است كه مشاهده نمايد آن تجلّيات را در آن ذات ، و محتجب نشود به آن همّت از شهود حقّ ؛ و اگرنه بتحقيق كه مفارقت نموده است از مشاهده و منتفى مىشود قسم اوّل . و در بعضى نسخهها : « و لا تخلط بهمّتك أحدا » واقع شده است ، و اين اشارت است به چيزى كه ذكر كرده شده است از احتجاب به صور مجالى و رؤيت او اغيار را « 1 » تا متعلّق شود همّت او به غير ، و مختلط شود همّت متعلّقهء او به حقّ به همّت متعلّقه به غير . و خلاص شدن به آن است كه همّت حقّ متعلّق باشد به حقّ هميشه ؛ پس بوده باشد « هجرت او به سوى حقّ سرمدى . » و اين نفس حبّ و توجّه بالكلّيه است به سوى حقّ با انقطاع از غير ، از براى عدم وجود غير در شهود حقّ .
--> ( 1 ) . اصل : را اغيار .